تبليغاتX
کتاب الکترونیکی موبایل
Ebook Mobile

نسرین سیفی

کوچه های خاطرهدانلود

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت 1  توسط kuomars  | 

ر . اعتمادی

ر اعتمادیدانلود

+ نوشته شده در  88/06/29ساعت 0  توسط kuomars  | 

حامد احمدی

پسران آدمدانلود

( مطالعه قسمتی از کتاب در ادامه مطلب. )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/21ساعت 20  توسط kuomars  | 

سمیه بهارلو

رد پای عشق دانلود

+ نوشته شده در  88/06/18ساعت 19  توسط kuomars  | 

ماندانا معینی ( مودب پور )

دریادانلود

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 2  توسط kuomars  | 

سردار صالحی

نه تویدانلود

( مطالعه قسمتی از کتاب در ادامه مطلب. )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 2  توسط kuomars  | 

زهره کلهر

چشمهاییدانلود

( مطالعه قسمتی از کتاب در ادامه مطلب. )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/05ساعت 19  توسط kuomars  | 

علیرضا ذیحق

علیرضا ذیحقدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/21ساعت 19  توسط kuomars  | 

صلاح الدين احمد لواساني - هندي

قصه عشقدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب." 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/15ساعت 22  توسط kuomars  | 

بهرام صادقی

بهرام صادقیدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/10ساعت 20  توسط kuomars  | 

نوشین شاهرخی

نوشین شاهرخیدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 22  توسط kuomars  | 

ه . کلهر

زره عقاب نشاندانلود

" دقیقا پنج روز بود که جنگ به اطراف قلعه کشیده شده بود. این سومین جنگی بود که آلیشیا در آن شرکت داشت. آلیشیا علاوه بر مهارت هایش دختری زیبا با موهای بلند خرمایی بود و همیشه دستمال قرمز رنگی که نشان شمشیر بر آن نقش بسته است، بر سرش داشت... "

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 21  توسط kuomars  | 

عليرضا ذيحق

عروس نخجواندانلود

" به پل كه رسيدم گذرنامه‌ام را مأموري وارسي كرد و پا به خاك آن ور رود گذاشتم. هنوز چند قدمي ‌نرفته بودم كه از جيغ و داد و صف هاي عريض و طويل مردم براي انجام تشريفات گمركي، حسابي بهت‌ام گرفت. از خانم زيبا و جواني كه معلوم بود آن وري‌يه و از ابتداي پل دوشادوش من بود و تو اين سه - چهار دقيقه خيلي وضع و اوضاعش فرق كرده و ديگه از مانتو و روسري‌اش خبري نبود پرسيدم:
-مي‌بخشين‌ها! مگه اونور چي ريختن كه چنين ازدحامي يه؟... "

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 20  توسط kuomars  | 

علیرضا ذیحق

علیرضا ذیحقدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/27ساعت 23  توسط kuomars  | 

مصطفي مستور

مستوردانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/23ساعت 1  توسط kuomars  | 

محمد علی سپانلو

خلاصه رماندانلود

+ نوشته شده در  87/05/20ساعت 2  توسط kuomars  | 

جلال آل احمد

جلال آل احمددانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/19ساعت 19  توسط kuomars  | 

پرویز قاضی سعید

قاضی سعیددانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/04/24ساعت 22  توسط kuomars  | 

صادق هدایت

بوف کوردانلود

" من هميشه گمان ميکردم که خاموشی بهترين چيزها است. "

+ نوشته شده در  87/04/17ساعت 2  توسط kuomars  | 

رضا قاسمی

چاه بابلدانلود

" از جمله دلایلی که برای اثبات تناسخ می آورند یکی این است که در زندگی بارها به اشخاصی بر میخوریم که نمی شناسیم و با این حال چهره شان به طرز غریبی آشناست؛ طوری که بی وقفه از خود میپرسیم: کجا ممکن است دیده باشم اش؟ "

+ نوشته شده در  87/04/15ساعت 2  توسط kuomars  | 

عباس معروفی

عباس معروفیدانلود

"در باره کتاب در ادامه مطلب."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/04/15ساعت 2  توسط kuomars  | 

جلال آل احمد

جلال آل احمددانلود

" هر آدمي سنگي است بر گور پدر خويش "

+ نوشته شده در  87/03/22ساعت 18  توسط kuomars  | 

سید محمد علی جمالزاده

جمالزاده

دانلود دارالمجانین

دانلود فارسی شکر است

" کتاب جاوا دارالمجانین که در سایتهای گوناگون دیدم اکثرا ناقص بوده اند این کتاب کامل است "

+ نوشته شده در  87/03/11ساعت 18  توسط kuomars  | 

م . مودب پور

یلدادانلود

" دو دوست با وضعيت مالي عالي يكي اجتماعي و خون گرم و پر شيطنت و ديگري آرام و گوشه گير آشنائي با دختر ي كه زندگي شخصيت اصلي داستان را دگرگون ميكند و وابستگی شديد ايجاد ميگردد... "

+ نوشته شده در  87/03/07ساعت 15  توسط kuomars  | 

م . مودب پور

خواستگاریدانلود

" یکی از خانمها : توبمیری میهن، صد تومن صد تومن از خرجی خونه زدم تا پول آرایشگاه رو گذاشتم کنار! بجون تو با چه بدبختی از خانمه وقت گرفتم ورفتم پیشش. به مرگ تو سه ساعت تموم زیر دستش جون دادم تا سرمو High Light کردم! تو رو کفن کردم اگه دروغ بگم!... "

+ نوشته شده در  87/03/07ساعت 13  توسط kuomars  | 

هوشنگ گلشیری

هوشنگ گلشیریدانلود

" پس از چهل روز و چهل شب ریاضت بالاخره فهمید موفق شده است . نه در صدایی کرد و نه پرده تکانی خورد. سکه نور هم، مثل یک سکه طلا، هنوز بر موزاییکها، و حالا بر گوشه طرف راست این پایین افتاده بود. فقط بویی، مثل نخی نازک از میان بوی عود و کندر می آمد... "

+ نوشته شده در  87/03/03ساعت 23  توسط kuomars  | 

مهدي استعدادي شاد

هتل تهراندانلود

+ نوشته شده در  87/02/08ساعت 20  توسط kuomars  |